دلنوشته هایم

عاشقانه های مهرپویا

شاید دیدار

این هم یادگاریست از یک دیدار

یک شنیدن

یک لحظه با هم بودن...

http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/06/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA.jpg

برای تو که میفهمی

ادامه مطلب
+   مهرپویا ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸
    دلنوشته هایتان ()  
 

اینبار با هم...

مینویسم تا کمی این دلخوشی عادت شود

ذهن یک لحظه تسلی دیده از یادت شود

http://khodayeeshghii.googlepages.com/lonely.jpg

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

سلام...

من عادت به مقدمه چینی ندارم! اما اینبار سنت شکنی میکنم!!!!!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مهر ِ پویا در حال خاموشی است. خورشید هم غروب کرده. آسمان گرگ و میش است. درد نزدیکی های استخوان است. نیشتر نشسته بر قلب.

گل را خار میبینم و جنگل را کویر. شاید زیباتر این باشد...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

چرا؟؟

آخر چرا...

برای تو مینویسم که میفهمی. یعنی دیگران حق دیدن زیبایی رقص کلام را ندارند؟؟

بیا که میرقصد کلامم در آنجا که مطلب ادامه میابد...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

تقدیم به تو که میفهمی --->

ادامه مطلب
+   مهرپویا ; ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸
    دلنوشته هایتان ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir