دلنوشته هایم

عاشقانه های مهرپویا

یک شب

شب است و داغ بر سینه ،‌دلی بی بغض و بیکینه و با امیال بیشینه...

و باید کُشت این دل را، به باران خیس کن گل را، به یاد رسم دیرینه...

نبین حرفم که می آید، دلی در سینه می ساید، فرار از غصه ها باید..

و من دور از همه احساس، بدون رحم و همچون ناس، به یاد روز آدینه...

 

---------------------------

بیخود نبشت: خب که چی؟!!

+   مهرپویا ; ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩
    دلنوشته هایتان ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir