فقط اینجا سکوتم را شکستم تا شوم همدم....
دوست دارم خنده ای بر قامت لبهای من پیدا شود
تا که غم از دیدن این خنده ام رسوا شود شیدا شود...
از زمین من طلب نور ندارم اکنون
و به بازوی دلم زور ندارم اکنون
لیک با دیدن رویت شرری بر جان خورد
حرف ها دارم و منظور ندارم اکنون...
--------------------------------------------------------------------------------
سراسر من سکوتم را برایت هدیه آوردم
در اینجا مینویسم تا ببینی حرف من هر دم...
ادامه مطلب