عاشورا...
آسمان می جوشد، داغ بر سنگ نشست
دل عالم شده سنگین، کمر کوه شکست
کاش یک هنجره لبیکِ خدا را می گفت
که نبینیم چنین جان جهاندار گسست
کاش در لحظه ی نامردمی قوم لجوج
میشد اینگونه سرود از عطش جام الست
که هم آوای خدا در دل میدانم نیست
هیچکس همت مردانه به لبیک نبست

--------------------------------------
بیخود نبشت:
گویند تا وقتی سکوتی حکمفرماست
بغض ندانستن میان سینه پیداست
اما صدایی و نوایی میرسد تا
عالم بداند (عشق) یک محروم اینجاست!
آدینه نامه...
اینجا غروب جمعه چه دلگیر می شود
نورش چو خونِ تیغه ی شمشیر می شود
ای یاور همه مظلوم ها بیا
نامت سبب به گسستن زنجیر می شود...

--------------------------------------------------------------------------------------------
دنبال نبشت: چقدر بعضی جمعه ها دل را جلا می دهند...