دلنوشته هایم

عاشقانه های مهرپویا

نقطه سر خط...

چرا دنیا دوباره آتشم زد

دل شادم گرفت و سوختم من

دوباره از بد امروز و فردا

نشستم چشم بر در دوختم من

 

چرا حتی کسی دردم نفهمید

که شاید درد من درمان ندارد

نمیدانست قلبم چون کویر است

اگر از چشم او باران ببارد!

 

شدم یک روز مست چشم او من

اسیر دستش و در بند مو من

شدم درگیر دیدارش به هر شب

و آمد تا شکستم آن سبو من

 

پر از حرفم ولی بستم دهان را

گرفتم از وجودم من زبان را

که شاید در سکوت آتشینم

بسوزانم تمام این جهان را

 

خدایا! شکر، یارب حمد و تقدیر

که شاید حکمتت کاری کند باز

نمیگویم سخن آنچه به دل هست

که گردد در دلم مهر تو آغاز

+   مهرپویا ; ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸
    دلنوشته هایتان ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir