شقایق
شقایق سهم من از این زمین است
که سهم من از این عالم همین است
نمیدانست این را لیک، افسوس
کنون از دست من سیلاب کین است

شقایق! من زمین را دوست دارم
تو با مایی، همین را دوست دارم
نمیدانم چرا اینگونی هستی
غم مرگ آفرین را دوست دارم
نمی خواهی اگر مرگم ببینی
شب جمعه به بالینم نشینی
به قلب داغ دار من نظر کن
بیا درد از دل زارم بدر کن